در اين موضوع چند استفتاء از آقاي مکارم شيرازي را در زمينهي بازاريابي شبکهاي، کنار هم گذاشتهايم اما مقايسهي آنها و نتيجه گيري اصلي را به عهدهي خوانندگان گرامي سپردهايم. اميدوارم افراد اهل بحث اين موضوعات را بخوانند و نظر بدهند .
ادامه مطلب
![]() |
|||||
|
|||||
بررسی علمی نتورک مارکتینگ و بازاریابی چند سطحی مخصوصا گلدکوئست
در اين موضوع چند استفتاء از آقاي مکارم شيرازي را در زمينهي بازاريابي شبکهاي، کنار هم گذاشتهايم اما مقايسهي آنها و نتيجه گيري اصلي را به عهدهي خوانندگان گرامي سپردهايم. اميدوارم افراد اهل بحث اين موضوعات را بخوانند و نظر بدهند .
مخالفين مدعي هستند که فتواي برخي فقها مثل آيتالله فاضل لنکراني به اين دليل عوض شد که گلدکوئستیها با پرسيدن سؤالات نادرست و ناقص از نظر مراجع سوءاستفاده کردند!! در غير اينصورت ايشان از همان ابتدا معتقد به حرمت اينگونه فعاليتها بودهاند .
اما اين استفتاء چيز ديگري ميگويد! البته تصوير آن را ميتوانيد در اين لينک و يا حتي در اين لينک ببنيد. اين استفتاء خط بطلاني بر آن ادعاي عجيب آنتيهاست :
هدف من از اين موضوع يک نتيجهگيري در مورد مسالهی شرعي بازاريابي چند سطحي يا MLM، عليالخصوص گلدکوئست ميباشد که آن را نيز به خوانندگان عزيز واگذار کردهام. خواهش بنده اين است که اگر اين مطلب را ميخوانيد؛ پس ديدي واقعبينانه و منطقی داشته باشيد :
پيش از پرداختن به اين موضوع، به عنوان يک مسلمان و شيعهي معتقد بايد اقرار نمايم که فقه شيعي کاملترين فقه و دقيقا به مقتضيات زمان است. علماي بزرگوار شيعه همگي بر ما حق دارند و از نظر بنده قابل احترامند. خداوند مراجع عظام (اداماللهاظلالهم) و سنگربانان حريم فقاهت را حفظ بفرمايد. انشاءالله که هرچه سريعتر حضرت صاحبالزمان ظهور بفرمايند... (اينها جاي خود) اما دليل نميشود که راه انتقاد (اين واجب شرعي مسلمين) نيز بر مسلمين بسته باشد (النصيحه لائمة المسلمين) بنده سعي کردهام که اين مقاله را همچون گذشته بدون هيچ توهيني و به دور از هرگونه عيبجويي تنظيم نمايم .
سوال اينجاست که چرا گلدکوئست بايد از نظر عدهاي از مراجع تقليد جايز نباشد ؟
اصولا این جايز ندانستنها در طول تاريخ، كم نبودند و اغلب به جا و بنابر مقتضات زمان بودند اما در اين ميان، مواردي هم بودند كه به عقيدهي بنده به دليل عدم کارشناسي صحيح، تاثير جهل عوام بر هدايت خواص، ارتباط مراجع با برخي مسائل جديد از طريق واسطهها و ... اشتباهاً حرام ميشدند و پس از مدتي با کارشناسي مجدد يا قطعا و يا با شرط و شروطي حلال ميشدند. مثل خاويار، تاسيس مدارس به سبک امروزي، عکاسي از صورت، تلفن، دوش حمام، موسيقي، كت و شلوار و ... كه به مرور زمان بسياري از آن مخالفتها تقليل يافتهاند(مثلا موسيقي که امروزه بيشتر با نوع لهوي آن مخالفت ميشود) و يا به موافقت تبديل شدهاند (مثل خاويار، دوش حمام، مدارس، تلفن، کت و شلوار) و برخي همچنان باقياند (مثل مجسمهسازي، تاسيس مدارس موسيقي و ...)
اما در مورد تحريم گلدکوئست ميتوان به چند نکتهي زير اشاره نمود :
۱- تغيير فتواي برخي مراجع مثل آيتالله فاضل لنکراني: زماني گلدکوئست از نظر ايشان جايز بود. اگر روي اين موضوع کارشناسي شده بود؛ پس چرا حکم ايشان عوض شد؟ آيا با يک کارشناسي مجدد، امکان جايز شدن مجدد گلدکوئست نيست ؟
۲- جايز بودن گلدکوئست از نظر برخي مراجع مثل آيتالله حسيني روحاني: اگر گلدکوئست اينقدر بد است که بيشتر آقايان با آن مخالفند پس چرا به تشخيص آيتالله روحاني که ايشان نيز صاحب فتوي هستند؛ جايز و حلال است و اصولاْ آيا آيتالله حسيني روحاني اشتباه ميکنند يا آيات عظام ديگر؟ در هر دو صورت ثابت ميشود که امکان اشتباه مرجع تقليد نيز وجود دارد و يک مقلد اهل فضل در صورت اطمينان از اشتباه مرجع تقليدش در آن حکم خاص نبايد از او تقليد نمايد .
۳- مشروعيت را کسي تعيين نميکند بلکه تعيين مشروعيت، با خداست. يعني وظيفهي يک روحاني آگاه، کشف مشروعيت يا عدم مشروعيت موضوعات است و اگر از ماهيت موضوع، اطلاعی کامل و به تمام نکات آن اشراف و آگاهي نداشته باشد؛ لذا صلاحيت اظهار نظر ندارد. به عنوان مثال آقاي مکارم که ادعا دارند گلدکوئست را کامل میشناسند؛ پس چرا آن را «فعاليت اقتصادي مرموز» (يعني پوشيده و رمزدار) مينامد؟ آيا همين عبارت بيانگر اين نکته نيست که اطلاعات ايشان کامل نيست؟ و تا زماني که گلدکوئست از نظر ايشان «مرموز» است؛ صلاحيت اعلام نظر در مورد مشروعيت آن را نيز ندارند ؟
۴- تاريخ نشان داده که موارد زيادي به اشتباه حرام بودند و بعداْ حلال شدند. اگر قرار است که نام گلدکوئست در آن ليست قرار بگيرد؛ چرا از حالا به فکر چارهاي نباشيم ؟
۵- دلايل تحريم گلدکوئست، دلايلي منحصر به شرع نيست بلکه برپايهی تشخيصهاي اشتباه عدهای از کارشناشان اقتصادی است که در صورت اصلاح آن اشتباهات، موانع شرعي گلدکوئست نيز خود به خود مرتفع ميگردد. گلدکوئست به نظر ما درست کارشناسي نشده است. دقيقاْ همانند خاوياري که فلسدار بودن يا نبودنش به درستی تشخيص داده نشده بود و طبعاْ حرام اعلام شد و زماني که نظر کارشناش اصلاح شد؛ ماهي خاويار هم حلال شد .
--------------------------
در همین رابطه :
آيا واقعاً آيت الله فاضل لنکراني قبلاً گلدکوئست را حلال ميدانستند ؟