-
متاسفانه به دليل ضعف قانون، به محض اينکه دولت در قبال نتورکمارکتينگ، اندکي کوتاه ميآيد؛ شاهد رشد دستهاي غير اصولي ميشويم که اين موضوع اصلا خوشآيند نيست. گسترش دستهاي غير اصولي از هر لحاظ «مضر» است. اصولا هر کاري، استراتژيهاي خاص خودش دارد و چنانچه رعايت نشوند؛ نه تنها موفقيتآميز نيستند؛ بلکه ميتوانند مضر و خطرناک شوند. بنده در اين مقاله ۹ مشخصه ذکر کردم که به ديگران در شناختن دستهاي غير اصولي کمک ميکند :
۱- اگر دعوت کننده از روشهاي سنتي مثل بيلبرد، آگهي، اينترنت، ايميل، وبلاگ و ... براي تبليغات و جذب افراد جديد استفاده نمايد؛ نشاندهندهي غير اصولي بودن آن دست است و از آن اجتناب نماييد: تبليغات سنتي در سيستم نتورک مارکتينگ منسوخ شده است. اگر تبليغات در اين کار موثرتر بود؛ خود کمپاني اين کار را انجام ميداد. لذا دستهاي اصولي هرگز از تبليغات سنتي استفاده نميکنند و نيازي به آن ندارند .۲- اگر به شما بگويند که تنها با خريد يک سکه يا محصولي ديگر، پولدار ميشويد و نيازي به حضور خودتان نيست و ما خودمان زير شاخههاي شما را پيدا ميکنيم (پول از تو و کار از ما) پس يک دستغير اصولي است و وارد آن نشويد: راز موفقيت در اين سيستم اين است که هر کس ابتدا دو نفر و تنها دو نفر را وارد اين مجموعه کند. (مگر در شرايطي که زيرمجموعه، به دليل مسائلي مثل بيماري، عدم حضور و ... نتواند فعاليت کند) يعني زماني که شما دو نفرتان را از ميان بهترين دوستان يا خويشاوندانتان وارد نموديد؛ سپس موظفيد که به ايشان کمک کنيد و آموزشهاي لازم را به ايشان بدهيد تا بتوانند مثل شما دو نفر از بهترين دوستان و خويشاوندانشان را ورودي کنند. شما پله پله تمام آموزشهايي که از بالاسريتان ميگيريد را به اين دو نفر منتقل ميکنيد و ايشان نيز همين کار را با دو نفرهايشان ميکنند. شما تا ميتوانيد از دو نفرتان در اين کار حمايت ميکنيد. همانطوري که بالاسريتان از شما حمايت کرد. و پس از مدتي ميبينيد که يک مجموعهي چندهزار نفري داريد و هفتهاي پنج تا پانزده هزار دلار پورسانت دريافت ميکنيد. کامپيوتري که پورسانتهاي هفتگي شما را محاسبه و به حساب شما واريز ميکند؛ برايش فرقي ندارد که افراد جديد را خودتان آورده باشيد يا اينکه آنها را اعضاي زيرمجموعهتان آورده باشند. پس نيازي نيست که شما مرتب دنبال افراد جديد بگرديد (نبايد اين کار را بکنيد!) در مجموعههاي اصولي افراد، انرژي و پتانسيل خود را صرف دو نفرهاي خودشان ميکنند و ايشان را حمايت ميکنند تا دو نفرشان را پيدا کنند. اين کار کمي صبر و حوصله و ميزان معقولي وقت و انرژي لازم دارد اما مطمئنا به جاي دريافت سودي کم و مقطعي، سالهاي سال پورسانتهاي عالي دريافت ميکنيد. پس هرگز در دستهاي اصولي، به شما اين را نخواهند گفت: «بيايد و فقط يک سکه بخريد و پولدار شويد»۳- اگر به شما بگويند: «بيايد و تا ميتوانيد افراد جديد را به زير مجموعهتان معرفي کنيد تا پورسانتهاي بيشتري بگيريد» آنگاه پيشنهاد میشود که از ورود به آن دست خودداری کنيد: همانطور که در مورد قبلي توضيح دادم در يک دست اصولي، هرگز بالاسري به طور معمول دنبال افراد جديد براي زيرمجموعهي شما نميگردد بلکه از شما حمايت ميکند تا بتوانيد دو نفر از دوستان صميمي يا خويشاوندانتان را وارد اين مجموعه کنيد لذا شما هم نبايد هر روز دنبال وروديهاي جديد باشيد. بلکه فقط دو نفر! و با همان دو نفر و حمايت از آن دو نفر و آموزش دو نفر، موفق خواهيد شد و اين(محدوديت نفر گرفتن) اولين استراتژي موفقيت در اين نتورک است .۴- اگر متوجه شديد که از آموزشهاي مستمر و پک آموزشي در آن دست خبري نيست؛ پس آن را غير اصولي بدانيد: در دستهاي اصولي، شخص تازهوارد توسط بالاسريها آموزش ميبيند و يک بستهي آموزشي در همان ابتداي ورود دريافت ميکنند. مثلاً در گلدکوئست شامل سه کتاب (حکايت دولت و فرزانگي، قورباغه را قورت بده، چه کسي پنير مرا برداشته است)، يک پاپکو، يک جزوهي سيمي شده، يک جزوهي سيمي نشده و حداقل هشت CD آموزشي (شش CD مربوط جو فابرگاس و دو CD عدد مربوط به پاتمن است) و همچنين آموزشها در هر مرحلهاي از کار نتورک وجود دارد. البته آموزش استراتژيهاي اين کار نسبت به استراتژي تجارتهاي سنتي بسيار سادهتر است. اين تجارت يک سري آموزشهاي مقدماتي و تکميلي دارد.۵- اگر کسي که شما را دعوت ميکند؛ از آشنايان شما نباشد به اصولي بودن آن دست شک کنيد. هرچه نسبت و اعتماد شما به آن شخص دورتر و کمتر باشد؛ کار آن شخص غير اصوليتر است. در مورد وارد شدن به اينگونه دستها احتياط و سختگيري نماييد : مطمئنا کساني در اين سيستم بيشتر موفق ميشوند که با افراد تحت نفوذشان(مثل خانواده و دوستان نزديک يا صميمي) کار کنند. البته اگر کسي به اين کار ايمان نداشته باشد؛ قطعا ترجيح ميدهد که غريبهها را وارد نمايد. در يک دست اصولي، بالاسري باور دارد و مطمئن است که اين يک سيستم سودده ميباشد؛ و چون ميخواهد خودش به سود برسد و دو نفر از عزيزانش نيز به سود برسد؛ به ندرت به سراغ غريبهها ميرود .۶- اگر دعوت کننده، خودش شخصا طرح را برايتان توضيح دهد؛ احتمال غير اصولي بودن دستش زياد است و بدون تحقيقات در مورد وضعيت آموزشي و حمايتي مجموعهاش، وارد مجموعهاش نشويد: از آنجا که در يک دست اصولي، افراد از سمت بالاسريها حمايت کامل ميشوند لذا اشخاص تازه وارد، هرگز خودشان شخصا کار را معرفي نميکنند و اين را بر عهدهي بالاسريهاي باتجربهتر ميگذارند و افراد بالاسري، از آنجا که سود زيرمجموعههايشان تضميني بر سود خودشان است؛ لذا با کمال ميل و بدون منت اين کار را براي زيرمجموعهها انجام ميدهند .۷- اگر مراسم معرفي کار به صورت گروهي(مخصوصاْ در ايران) برگزار شود ميتوانيد به آن دست اعتماد نکنيد: بيش از پنجاه سال تجربه در کار نتورک مارکتينگ ميگويد جلساتي که افراد به صورت تکي دعوت ميشوند به مراتب نسبت به جلسات گروهي، موثرتر است. در دستهاي غير اصولي از آنجا که آموزشي در کار نيست؛ کارشان بر اساس تمرکز است؛ لذا تعداد کمي هستند که از مهارت کافي در معرفي (پرزنتيشن) برخوردارند و هميشه از اين لحاظ در مضيقه هستند و جهت صرفهجويي در وقت (از روي اجبار و يا عدم توجيه!) جلسات پرزنت گروهي برگزار ميشود. اما در دستهاي اصولي چون که کار بر اساس تکثير است لذا آموزشها از مهمترين فاکتورهاي موفقيت در اين دستها محسوب ميشوند. افراد سعي ميکنند که روش معرفي کار را بياموزند و به زير مجموعههاي خودشان آموزش بدهند و به طور متوسط از هر ۷ نفر اعضاء، يک پرزنتر (کسي که توانايي معرفي کار به طور کامل و اصولي را دارد) وجود دارد. چنانچه پرزنتر را سرشاخه فرض کنيم، دو نفر زير دستش و زير دست هر کدام از آن دو نفر، چهار نفر در انتها قرار ميگيرد که بايد هر کدام دو نفر را به زيرمجموعهي خودشان وارد کنند. پس پرزنتر با چهار ساعت در روز ميتواند براي هرکدامشان هفتهاي چهار پرزنت، برگزار نمايد. لذا در دستهاي اصولي نيازي به برگزاري جلسات پرزنت گروهي نيست. البته ممکن است عدهاي اشکال کنند که «چرا در خارج از ايران جلسات پرزنت گروهي توسط خود کمپاني برگزار ميشود؟» پاسخ اين است که خود کمپاني نيز معتقد است که جلسات غيرگروهي موثرترند و البته در شرايطي پرزنتهاي گروهي نيز برگزار ميشود اما آنچه که تجربه در ايران نشان داده؛ پرزنتهاي گروهي «فعلا» در «ايران» کارايي ندارند و دستهاي اصولي اين موضوع را ميدانند و خوب رعايت ميکنند .۸- اگر معرفي در اماکن عمومي مثل خيابان، پارک و يا مکانهاي گرانقيمت مثل هتلهاي چند ستارهاي انجام شود؛ احتمالاً اصولي نيست و احتياط کنيد: افرادي که در دستهاي اصولي آموزش ميبينند ميدانند که بايد کار را به سادهترين وجه ممکن انجام داد. براي معرفي کار و محصول، به راحتي ميتوان از محل زندگي خود يا محل زندگي دوستان استفاده کرد. اين کار باعث ميشود که شخص دعوت شده، با خيالي راحت بگويد که من هم ميتوانم اين کار را انجام دهم و من هم ميتوانم با داشتن يک جلد کاتالوگ و يک قلم و کاغذ در خانهي خودم يا خانهي دوستم کار و محصول را به دو نفر از دوستانم معرفي کنم و براي خودم درآمدزايي داشته باشم. البته به صرف اينکه کار در لابي هتل معرفی شود هم نميتوان گفت که دست غير اصولي است .۹- اگر به شما بگويند که يک کار بسيار راحتي است که ظرف مدت کوتاهي پولدار ميشويد؛ احتمالاْ غير اصوليست و بايد بيشتر احتياط کنيد: نتورک مارکتينگ(حداقل گلدکوئست) آموزشهاي سادهاي دارد که لزوما نيازي به استعدادهاي خاص يا تحصيلاتي بالا ندارد. اما در عين حال کار راحت و بيدردسري هم نيست و لازم است که وقت و انرژي روي آن گذاشته شود. کساني که در اين کار، وقت و انرژي نگذارد؛ پس از ورود به سيستم سود چنداني نخواهند کرد. در اين سيستم حداقل بايد به مدت يکسال زحمت کشيد تا پولدار شد. اين سيستم راه سريعي براي پولدار شدن نيست؛ بلکه راهي مطمئن است. کساني که اين موضوع را نميدانند؛ لذا از لحاظ آموزشي ضعيف هستند و اگر ميدانند اما عمل نميکنند؛ پس اصل صداقت را زير پا گذاشتهاند و ورود به دست ايشان را توصيه نميکنيم .اميدوارم که مطالب فوق، مفيد واقع شوند .
■
در همين رابطه :
آیا گلدکوئست در آمریکا هم ممنوع است ؟ (لينک در پنجرهی جديد باز میشود)
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد علی محتشمی
|

